تبليغاتX
عشق گمشده


عشق گمشده





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 15:19
|+|


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 15:9
|+|

غرور

غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم

حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره می شمارم

 

تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو

سوزونده  آفت غرور از حالا تا همیشه مو

 

اگر بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی

من تو خیال تو بودک تو  تو خیال من بودی

 

کاش که میون من و تو، تو اون روزا حصار نبود

هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود

 

انگار که تقدیر نمی خواست تو درکنار من باشی

منم بهار توباشم تو هم بهار من باشی

 

یه خلوت ساکت و سرد انگار لسیرمون شده

نمی شه فکر دیگهکرد ما خیلی دیرمون شده

 

تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته

انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته

 

تقصیر هر دومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم

فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم

 

باید یکی از ما دوتا غرورو میگذاشت زیر پاش

آروم به اون یکی می گفت یه عاشق واقعی باش

 

جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست

سواره هرگز با خبر از غصه پیاده نیست

 

توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت

حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت

 

حالا که من تنها شدم قدر چشاتو می دونم

ولی نمی شه کاری کرد همیشه تنها می مونم

 

کاش توی دنیا هیچ کسی قربونیه غرور نشه

راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 15:8
|+|

پای اگر فرسودم و جان کاستم
آنچنان رفتم که خود میخواستم
هرچه گفتم جملگی از عشق خاست
جز حدیث عشق گفتن دل نخواست
حکمت این عشق از دلدادگیست
عشق بی دلدادگی دیوانگیست
گر در این راه طلب دستم تهیست
عشق من پیش دلم شرمنده نیست



نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 15:3
|+|


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 13:26
|+|


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 13:23
|+|


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 13:21
|+|


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 در ساعت: 20:7
|+|

غم دوري خيلي سخته مخصوصاً اگه تو باشي

مخصوصاً اگه بري تو ديگه پيش من نباشي 

مي دوني كه بي توموندن توي دنيا يه عذابه

اگه تو يه روز نباشي زندگيم بي تو خرابه

نزار اينجا من بمونم حيرون و خيلي پريشون

مهربون برگرد تو پيشم دلمو اينقدر نسوزون

نگو كه خبر نداري دارم از دوريت مي ميرم

جاي دستاي قشنگت دستاي غمو مي گيرم

نمي تونم نمي تونم ديگه من بي تو بمونم

به خدا سخته واسه من كه ديگه تو رو نبينم

              بيا و منو رها كن، از غم و غصه جدا كن                 

بيا و بمون كنارم به دلم تو اعتنا كن

منمو دلي شكسته كه  به پات هنوز نشسته

تويي و دوري چشمات بي تو بودن خيلي سخته

غم دوريتو نمي شه يكمم تحملش كرد

نميشه طاقت بيارم توي دنياي پر از درد


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 در ساعت: 20:4
|+|

بارون

وقتی بارون می باره غم دوری تو یادم میاد

وقتی بارون می باره چشای خیس تو جلو چشام میاد

وقتی بارون میاد فکر میکنم فرشته ها به غم ما گریه میکنند

وقتی بارون خیسم میکنه یاد خیسی صورتم از اشکهات می افتم

وقتی بارون رو از پشت پنجره میبینم دلم پر میکشه

پنجره رو باز میکنم تا شاید گنجشگکی خیس به خلوتم پناهی بیاره

بوی خاک بارون زده کوچه دیونه میکنه اون دلم رو

آخه بوی خاک بارون زده منو به فکر غربت وغریبی میندازه

وقتی بارون میزنه ذهنم پر میکشه و به او روزگاران میاد

روزی که چتری داشتیم برای دونفر دلی داشتیم برای هم

بارون رو یادمه انسی دیرینه داشتیم ،عشقمون قدم زدن بود به زیر بارون

حالا برای اولین بار زیر بارون تو نیستی شونه به شونم

دیگه چترم میزبان یه نفره بهونه تورو میگیره ومن....

چشام حسودیشون میشه به آسمون ، اشک چشام چه سنگین می باره

دلم می خواد همیشه بارون بباره تا اشکهامو پشت بارون پنهون کنم

دیگه حتی بارون هم نمیتونه آتیش رو لبهام رو خاموش کنه

چی بگم ازبارون وبوی خاک بارون زده وقتی تو نیستی

 

 

حالا منو بارون وخاک زیر پام وچتر بالاسرم وفرشته گریون

چشممون رو به افق دوختیم تا تو برگردی...


نويسنده: چکاوک شکسته پر مورخ: یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 در ساعت: 19:57
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+